شهر حکایت

آموزش زبان نصرت
آموزش زبان رزتا استون



حکایت لقمان و میوه ها

حکایت لقمان و میوه ها

حکایتی زیبا از لقمان و میوه ها: روزگاری، لقمان حکیم در خدمت خواجه ای بود. خواجه، غلام های بسیار داشت. لقمان بسیار دانا همواره مورد توجّه خواجه بود. غلامان دیگر بر او حسد می ورزیدند و همواره پی بهانه ای ...  

حکایت آموزنده همسایه فضول

حکایت آموزنده همسایه فضول

این حکایت از آنجا شروع میشود که : زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد هنگام صرف صبحانه زن متوجه شد که همسایه اش در حال آویزان کردن رخت های شسته است. رو به همسرش کرد ...  
شنبه , ۲۰ آذر , ۱۳۹۵

استخاره