👑💥 با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن!

دانلود
فرهنگ و هنر

دوره رنسانس هنر ایران چه دوره ای است؟ و 12 حقیقت جالب

تاریخ هنر ایران زمین سرشار از فراز و نشیب‌هایی است که هر یک بخشی از هویت بصری و فرهنگی ما را شکل داده‌اند. اما در میان تمامی این اعصار، یک دوره خاص به عنوان نقطه عطف و شکوفایی مجدد شناخته می‌شود که بسیاری از پژوهشگران و تاریخ‌نگاران هنر، آن را با نام رنسانس یا نوزایی هنر ایران توصیف می‌کنند. این عصر، زمانی است که هنر از قالب‌های محدود گذشته خارج شد و با حمایتی بی‌سابقه، به اوج کمال و ظرافت خود رسید.

دوره صفویه که از اوایل قرن دهم هجری آغاز شد، همان عصر نوزایی است که در آن هویت ملی و مذهبی ایران با زبانی هنری بازتعریف شد. در این دوران، هنرمندان ایرانی نه تنها میراث‌دار تمدن‌های پیشین بودند، بلکه با نوآوری‌های خود، استانداردهایی را خلق کردند که تا قرن‌ها بعد به عنوان الگوی زیبایی‌شناسی در شرق و غرب شناخته می‌شد. اهمیت این موضوع در آن است که هنر صفوی، پلی میان سنت‌های کهن و دنیای مدرن ایجاد کرد.

رنسانس ایرانی؛ چرا دوره صفویه؟

واژه رنسانس در اصل به معنای تولد دوباره است و زمانی که درباره هنر ایران به کار می‌رود، به معنای احیای شکوه و عظمت تمدن ایرانی پس از قرن‌ها تلاطم و تهاجم است. صفویان با ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر، بستری امن برای رشد هنر فراهم کردند. در این دوره، هنرمندان از سراسر قلمرو ایران به دربار فراخوانده شدند تا در کارگاه‌های سلطنتی که به کتابخانه (Kitabkhana) معروف بودند، به خلق آثار ماندگار بپردازند.

یکی از دلایل اصلی نام‌گذاری این دوره به عنوان رنسانس، تغییر نگاه به انسان و طبیعت در آثار هنری است. اگرچه هنر ایران همواره با معنویت گره خورده بود، اما در عصر صفوی، شاهد نوعی اومانیسم یا انسان‌گرایی شرقی هستیم. در نقاشی‌ها، چهره‌ها واقعی‌تر شدند و زندگی روزمره مردم عادی به سوژه‌ای برای هنرمندان تبدیل شد. این دقیقاً همان اتفاقی بود که در رنسانس اروپا نیز در حال رخ دادن بود.

در جدول زیر، تفاوت‌های کلیدی میان هنر پیش از صفویه و عصر رنسانس صفوی را مشاهده می‌کنید تا درک بهتری از این تحول بزرگ داشته باشید:

ویژگی هنری هنر پیش از صفویه (تیموری و ایلخانی) رنسانس هنر صفوی
تمرکز اصلی بیشتر بر کتاب‌آرایی و متون مذهبی تنوع در معماری، نقاشی تک‌برگی و صنایع دستی
سبک معماری استفاده از خشت و کاشی‌های معرق پیچیده استفاده از کاشی‌های هفت‌رنگ و فضاهای باز شهری
نگارگری فیگورهای خشک و نمادین فیگورهای نرم، لباس‌های مجلل و حالات انسانی
حمایت دولتی حمایت‌های پراکنده محلی سازمان‌دهی متمرکز کارگاه‌های سلطنتی

ریشه‌های تاریخی و انتقال از عصر تیموری

برای درک بهتر رنسانس صفوی، باید به دوره پیش از آن یعنی عصر تیموری نگاهی بیندازیم. تیموریان، به ویژه در هرات، پایه‌گذار مکتبی بودند که ظرافت و دقت در آن حرف اول را می‌زد. با ظهور صفویان، این میراث هنری از هرات به تبریز منتقل شد. شاه اسماعیل اول، بنیان‌گذار سلسله صفوی، با گردآوری هنرمندان بزرگی چون کمال‌الدین بهزاد، سنگ بنای رنسانس هنری را بنا نهاد.

در این دوره انتقالی، هنر از حالت صرفاً درباری خارج شد و شروع به جذب عناصر بومی و ملی کرد. شاه طهماسب، جانشین شاه اسماعیل، خود هنرمندی چیره دست بود و تحت نظارت او، کارگاه‌های سلطنتی به اوج فعالیت خود رسیدند. در این زمان بود که بزرگ‌ترین شاهکارهای کتاب‌آرایی جهان مانند شاهنامه طهماسبی خلق شدند که هر صفحه آن سال‌ها زمان برای ترسیم نیاز داشت.

این حمایت بی‌دریغ پادشاهان از هنر، باعث شد تا هنرمندان بدون دغدغه مالی، تنها بر روی کیفیت و نوآوری تمرکز کنند. این وضعیت شباهت عجیبی به خاندان مدیچی در فلورانس ایتالیا دارد که با حمایت خود، رنسانس اروپا را رقم زدند. در ایران نیز، پادشاهان صفوی نقش “حامی بزرگ” را ایفا کردند و هنر را به بخشی تفکیک‌ناپذیر از هویت ملی تبدیل نمودند.

معماری صفوی؛ تجسم بهشت بر روی زمین

معماری در دوره رنسانس ایران، تنها ساخت‌وساز نبود، بلکه تلاشی برای بازسازی مفهوم بهشت در کالبد شهر بود. اصفهان، به عنوان پایتخت شاه عباس اول، به آزمایشگاهی بزرگ برای شهرسازی مدرن تبدیل شد. میدان نقش جهان، که امروزه به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و زیباترین میدان‌های جهان شناخته می‌شود، قلب تپنده این رنسانس معماری بود که سیاست، مذهب و تجارت را در یک فضا جمع کرد.

معماری صفوی

مسجد شیخ لطف‌الله، با آن گنبد نخودی‌رنگ که در طول روز تغییر رنگ می‌دهد، اوج ظرافت در کاشی‌کاری و نورپردازی را نشان می‌دهد. معماران صفوی با استفاده از کاشی‌های هفت‌رنگ (Haft-Rang)، توانستند سرعت ساخت‌وساز را بالا ببرند و در عین حال، تصاویری بدیع از گل و مرغ و اسلیمی را بر بدنه بناها نقش کنند. این بناها نه تنها برای عبادت، بلکه برای نمایش قدرت و سلیقه هنری ایرانیان ساخته می‌شدند.

کاخ عالی‌قاپو و چهل‌ستون نیز نمونه‌های بی‌نظیری از معماری غیرمذهبی هستند که در آن‌ها رابطه میان فضای داخلی و خارجی به کمال رسیده است. ایوان‌های بلند با ستون‌های چوبی و سقف‌های نقاشی شده، فضایی را ایجاد می‌کردند که پادشاهان صفوی در آن از سفیران خارجی پذیرایی می‌کردند. این بناها به گونه‌ای طراحی شده بودند که هر بیننده‌ای را در همان نگاه اول مبهوت عظمت و هنر ایرانی کنند.

مهندسی آب و پل‌سازی در عصر صفوی

یکی از جنبه‌های کمتر دیده شده در رنسانس معماری ایران، مهندسی پیشرفته آب و ساخت پل‌های چندمنظوره است. پل‌هایی مانند سی‌وسه‌پل و پل خواجو در اصفهان، تنها برای عبور و مرور ساخته نشده بودند. این بناها در واقع سدهایی هوشمند، تفرجگاه‌های عمومی و شاهکارهای معماری بودند که رابطه میان انسان و طبیعت (رودخانه زاینده‌رود) را تعریف می‌کردند.

مهندسی آب و پل‌سازی در عصر صفوی

پل خواجو با داشتن اتاقک‌های مخصوص برای اقامت موقت شاه و همراهان، و سیستم تنظیم جریان آب، نشان‌دهنده دانش عمیق هیدرولیک در آن زمان است. تزئینات کاشی‌کاری و نقاشی‌های دیواری بر روی این پل‌ها، آن‌ها را به گالری‌های هنری عمومی تبدیل کرده بود. این توجه به فضاهای عمومی شهری، یکی از شاخصه‌های اصلی دوران نوزایی در ایران است که رفاه شهروندان را با زیبایی هنری پیوند می‌زد.

در جدول زیر، مشخصات فنی و هنری دو پل مشهور اصفهان مقایسه شده است:

نام پل تعداد دهانه ویژگی معماری برجسته کاربرد ثانویه
سی‌وسه‌پل ۳۳ دهانه طولانی‌ترین پل زاینده‌رود با تقارن خیره‌کننده محل برگزاری جشن آب‌پاشان
پل خواجو ۲۴ دهانه دارای عمارت میانی (شاه‌نشین) و سیستم سدبندی تفرجگاه و محل اجرای موسیقی

نگارگری و نقاشی؛ از کتاب تا بوم‌های مستقل

در دوره رنسانس هنر ایران، نقاشی مینیاتور یا نگارگری به مرحله جدیدی از تکامل رسید. در ابتدا، مکتب تبریز با حمایت شاه طهماسب، آثاری چون شاهنامه طهماسبی را خلق کرد که از نظر جزئیات و رنگ‌آمیزی در تاریخ هنر جهان بی‌نظیر است. اما با انتقال پایتخت به اصفهان، سبک جدیدی به نام مکتب اصفهان پدید آمد که پیشرو آن هنرمند نامدار، رضا عباسی بود.

رضا عباسی با حذف جزئیات شلوغ پس‌زمینه و تمرکز بر خطوط منحنی و نرم بدن انسان، انقلابی در نقاشی ایجاد کرد. در این دوره، نقاشی از انحصار کتاب‌های خطی خارج شد و به صورت تک‌برگی (Single-page painting) برای مجموعه‌داران و علاقه‌مندان تولید می‌شد. این تغییر نشان‌دهنده رشد طبقه متوسط و افزایش تقاضا برای هنر در جامعه آن زمان ایران بود.

همچنین در اواخر دوره صفوی، با افزایش ارتباطات با اروپا، سبکی به نام فرنگی‌سازی (Farangi-Sazi) پدید آمد. هنرمندانی مانند محمد زمان، با ترکیب تکنیک‌های سایه‌روشن و پرسپکتیو اروپایی با مضامین ایرانی، آثاری خلق کردند که نشان‌دهنده پویایی و انعطاف‌پذیری هنر ایران در مواجهه با فرهنگ‌های دیگر بود. این تبادل فرهنگی، یکی از ویژگی‌های بارز هر رنسانسی در طول تاریخ است.

مکتب قزوین؛ حلقه مفقوده نوزایی

مکتب قزوین؛ حلقه مفقوده نوزایی

بسیاری از افراد از دوره کوتاه پایتختی قزوین و تاثیر آن بر هنر ایران غافل می‌شوند. مکتب قزوین در واقع پلی بود که ظرافت مکتب تبریز را به نوآوری‌های مکتب اصفهان متصل کرد. در این دوره، نقاشی‌ها شروع به بزرگ‌تر شدن کردند و فیگورهای انسانی با آزادی بیشتری ترسیم شدند. هنرمندانی چون سیاوش‌بیک و صادقی‌بیک در این دوره، پایه‌های سبک رئالیستی‌تری را بنا نهادند که بعداً در اصفهان به کمال رسید.

در مکتب قزوین، توجه به جزئیات لباس و مد روز بسیار زیاد شد. این نشان‌دهنده اهمیت یافتن سبک زندگی و تجملات در دوران رنسانس ایرانی است. پارچه‌های ابریشمی با طرح‌های پیچیده که در نقاشی‌های این دوره دیده می‌شوند، دقیقاً همان پارچه‌هایی هستند که در کارگاه‌های نساجی یزد و کاشان تولید می‌شدند. این هماهنگی میان هنرهای مختلف، از ویژگی‌های بارز یک عصر طلایی است.

فرش و نساجی؛ بافتن رویا با تارهای ابریشم

فرش و نساجی؛ بافتن رویا با تارهای ابریشم

اگر بخواهیم به یکی از نمادهای اصلی رنسانس هنر ایران اشاره کنیم، بدون شک آن فرش است. در دوره صفوی، قالی‌بافی از یک صنعت روستایی به یک هنر درباری و صادراتی تبدیل شد. شاه عباس اول با تاسیس کارگاه‌های بزرگ در اصفهان و کاشان، بهترین بافندگان را گرد هم آورد تا فرش‌هایی ببافند که امروزه به عنوان گران‌بها‌ترین آثار هنری جهان شناخته می‌شوند.

فرش‌های این دوره، به ویژه فرش‌های ابریشمی و زربفت، با طرح‌های محرابی، لچک و ترنج و شکارگاه، استانداردهایی را تعیین کردند که هنوز هم الگوی اصلی قالی‌بافی اصیل ایرانی هستند. فرش معروف اردبیل که اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری می‌شود، نمونه‌ای درخشان از دقت ریاضی و ظرافت هنری این عصر است که با بیش از ۳۰ میلیون گره بافته شده است.

در جدول زیر، برخی از مهم‌ترین مراکز تولید صنایع دستی در دوره رنسانس صفوی و تخصص هر یک آورده شده است:

شهر هنری تخصص اصلی در دوره صفوی ویژگی بارز آثار
اصفهان معماری، نقاشی و قلم‌زنی ظرافت در خطوط و استفاده از رنگ‌های درخشان
کاشان مخمل‌بافی، ابریشم و کاشی‌کاری استفاده از طرح‌های فیگوراتیو بر روی پارچه
تبریز نگارگری و قالی‌بافی ترکیب‌بندی‌های شلوغ و حماسی
کرمان قالی‌بافی و شال‌بافی طرح‌های گل‌ودار و رنگ‌های گرم

نساجی و پارچه‌های زربفت؛ جادوی تار و پود

نساجی و پارچه‌های زربفت؛ جادوی تار و پود

در عصر صفوی، پارچه‌بافی ایران به چنان درجه‌ای از کمال رسید که پارچه‌های ایرانی در بازارهای اروپا و هند با طلا معاوضه می‌شدند. پارچه‌های زربفت (Brocade) که در آن‌ها از مفتول‌های نازک طلا و نقره استفاده می‌شد، تخصص هنرمندان کاشان و یزد بود. این پارچه‌ها نه تنها برای لباس شاهان، بلکه به عنوان پرده‌های مجلل در کاخ‌ها و هدایای دیپلماتیک به کار می‌رفتند.

طرح‌های روی این پارچه‌ها اغلب شامل داستان‌های عاشقانه نظامی گنجوی یا صحنه‌های طبیعت بود. ظرافت بافت به قدری زیاد بود که گاهی تشخیص پارچه از نقاشی مینیاتور دشوار می‌شد. این هنر نساجی، بخش بزرگی از اقتصاد رنسانس ایران را تامین می‌کرد و باعث شد تا نام ایران در صنعت مد و تجملات آن زمان جهان، در صدر قرار گیرد.

۱۲ حقیقت جالب درباره رنسانس هنر ایران

رنسانس هنر ایران

در این بخش به بررسی حقایقی می‌پردازیم که شاید کمتر درباره این دوران طلایی شنیده باشید. این موارد نشان‌دهنده عمق نفوذ هنر در زندگی و سیاست عصر صفوی است:

۱. اصفهان، نصف جهان: این شعار معروف تنها یک مبالغه نبود؛ در زمان شاه عباس، اصفهان با داشتن بیش از ۱۶۰ مسجد، ۴۸ مدرسه، ۲۷۳ حمام و حدود ۲۰۰۰ کاروانسرا، یکی از پیشرفته‌ترین و زیباترین شهرهای جهان به شمار می‌رفت که با پاریس و لندن آن زمان رقابت می‌کرد.

۲. فرش‌های دیپلماتیک: صفویان اولین حکومتی بودند که از فرش به عنوان ابزار دیپلماسی استفاده کردند. فرش‌های موسوم به پولونز (Polonaise) که با تارهای طلا و نقره بافته می‌شدند، به عنوان هدایای گران‌بها برای پادشاهان اروپا فرستاده می‌شدند تا قدرت و ثروت ایران را به رخ بکشند.

۳. تولید انبوه ابریشم: در عصر شاه عباس، ایران به یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان ابریشم جهان تبدیل شد. سالانه حدود ۸۰۰ تا ۸۵۰ تن ابریشم خام تولید می‌شد که بخش بزرگی از آن در کارگاه‌های هنری به پارچه‌های زربفت و فرش‌های نفیس تبدیل می‌گشت.

۴. راز گنبد شیخ لطف‌الله: گنبد این مسجد فاقد مناره است، زیرا به عنوان مسجدی اختصاصی برای زنان حرم‌سرا و خاندان سلطنتی ساخته شده بود. رنگ این گنبد در طول روز از کرم روشن به صورتی و در غروب به نارنجی متمایل می‌شود که نشان‌دهنده دانش عمیق معماران از نور و رنگ است.

راز گنبد شیخ لطف‌الله

۵. تولد خط نستعلیق: اگرچه نستعلیق پیش از صفویه ابداع شده بود، اما در این دوره توسط هنرمندانی چون میرعماد حسنی به اوج پختگی و زیبایی خود رسید. این خط به قدری محبوب شد که حتی بر روی کاشی‌ها و ظروف فلزی نیز به عنوان عنصری تزئینی به کار می‌رفت.

۶. تاثیر چین بر سفالگری ایران: به دلیل علاقه شاهان صفوی به ظروف چینی، هنرمندان ایرانی سبک جدیدی از سفالگری را ابداع کردند که به “بدل چینی” معروف شد. آن‌ها با استفاده از طرح‌های اژدها و سیمرغ، ظروفی ساختند که با نمونه‌های اصلی چینی رقابت می‌کرد.

۷. اتاق موسیقی عالی‌قاپو: در طبقه ششم کاخ عالی‌قاپو، اتاقی وجود دارد که دیوارهای آن با برش‌هایی به شکل ظروف و آلات موسیقی تزئین شده است. این طراحی نه تنها زیباست، بلکه به عنوان یک سیستم آکوستیک پیشرفته عمل می‌کرد تا صدای موسیقی بدون پژواک و با وضوح کامل شنیده شود.

۸. ۹۹۹ کاروانسرا: مشهور است که شاه عباس دستور ساخت ۹۹۹ کاروانسرا را در سراسر ایران داد تا امنیت و رفاه بازرگانان و هنرمندان در حال سفر تامین شود. این شبکه ارتباطی، نقش مهمی در انتقال سبک‌های هنری بین شهرهای مختلف داشت.

۹. شاه عباس، پادشاه هنرمند: شاه عباس اول خود به هنر علاقه فراوانی داشت و گاهی در کارگاه‌های نقاشی و بافندگی حضور می‌یافت. او حتی برخی از طرح‌های فرش و پارچه را شخصاً تایید یا اصلاح می‌کرد که نشان‌دهنده اشراف او بر جزئیات هنری است.

۱۰. استفاده از رنگ‌های نمادین: در رنسانس هنر ایران، هر رنگ معنای خاصی داشت. رنگ آبی لاجوردی نماد آسمان و معنویت، و رنگ طلایی نماد نور الهی و قدرت سلطنتی بود. ترکیب این دو رنگ در کاشی‌کاری‌های مساجد، فضایی ملکوتی ایجاد می‌کرد.

کاشی کاری ایران

۱۱. اولین موزه‌های خصوصی: در این دوره، مجموعه‌داری هنر رواج یافت. اشراف و بازرگانان ثروتمند، آلبوم‌هایی از نقاشی‌ها و خطاطی‌های هنرمندان مشهور را جمع‌آوری می‌کردند که این کار به حفظ بسیاری از آثار ظریف کاغذی کمک کرد.

۱۲. باغ ایرانی، الگوی جهانی: مفهوم “چهارباغ” در این دوره به کمال رسید. طراحی باغ‌های ایرانی با جوی‌های آب متقاطع و درختان میوه، نه تنها در ایران بلکه در هند (تاج محل) و حتی در طراحی برخی باغ‌های اروپایی تاثیر مستقیم گذاشت.

خوشنویسی؛ موسیقی ترسیمی در عصر نوزایی

خوشنویسی در دوره صفویه تنها یک روش برای نوشتن نبود، بلکه به عنوان والاترین هنر شناخته می‌شد. در این عصر، خط نستعلیق که به “عروس خطوط اسلامی” شهرت دارد، توسط استادانی چون میرعماد حسنی به چنان درجه‌ای از تعادل و زیبایی رسید که آن را موسیقی ترسیمی می‌نامیدند. هر حرف و هر کشش در این خط، دارای تناسبات دقیق هندسی بود که با روح و روان بیننده ارتباط برقرار می‌کرد.

خوشنویسی

خوشنویسان در این دوره جایگاهی هم‌تراز با وزیران داشتند. شاهان صفوی خود از حامیان بزرگ این هنر بودند و بسیاری از فرامین سلطنتی و کتیبه‌های مساجد با خطوطی نوشته می‌شد که امروزه هر قطعه از آن‌ها یک گنجینه هنری محسوب می‌شود. ترکیب خوشنویسی با تذهیب (طلاکاری) و تشعیر (طراحی حاشیه)، کتاب‌های خطی این دوره را به موزه‌هایی کوچک و قابل حمل تبدیل کرده بود.

فلسفه نور و رنگ در هنر صفوی

یکی از دلایل عمق و تاثیرگذاری هنر در رنسانس ایران، پیوند آن با فلسفه اشراق بود. فیلسوفانی چون شیخ بهایی و میرداماد که در دربار صفوی حضور داشتند، معتقد بودند که نور تجلی خداوند در عالم ماده است. این تفکر مستقیماً در معماری مساجد و کاخ‌ها منعکس شد. استفاده از کاشی‌های براق که نور را بازتاب می‌دادند و پنجره‌های مشبک که نور را به صورت کنترل شده وارد فضا می‌کردند، همگی برای ایجاد یک تجربه معنوی طراحی شده بودند.

رنگ آبی فیروزه‌ای و لاجوردی که در گنبدهای اصفهان می‌بینیم، نمادی از آسمان و بیکرانگی است.

هنر صفوی

در نقاشی‌ها نیز، استفاده از رنگ‌های درخشان و بدون سایه، برای نشان دادن “عالم مثال” یا دنیای برتر بود. این زیربنای فلسفی باعث شد تا هنر صفوی فراتر از یک تزئین ساده، به ابزاری برای تعالی روح تبدیل شود. این همان چیزی است که به هنر این دوره، هویتی منحصر به فرد و رنسانس‌گونه می‌بخشد.

سفالگری و کاشی‌کاری؛ هنر هفت‌رنگ

در عصر صفوی، کاشی‌کاری از حالت معرق (تکه‌های کوچک بریده شده) به سمت کاشی هفت‌رنگ حرکت کرد. این تغییر تکنیکی، اجازه داد تا نقاشان بتوانند طرح‌های بسیار پیچیده و منظره‌های کامل را بر روی بدنه بناها اجرا کنند. کاشی‌های هفت‌رنگ مانند بوم‌های نقاشی بزرگی بودند که داستان‌های مذهبی و ملی را بر دیوار مساجد و مدارس روایت می‌کردند.

کاشی‌کاری؛ هنر هفت‌رنگ

سفالگری نیز در این دوره شاهد نوزایی عجیبی بود. با مسدود شدن راه‌های تجاری چین، هنرمندان ایرانی شروع به ساخت ظروفی کردند که از نظر کیفیت با چینی‌های اصل رقابت می‌کرد. ظروف “کوبچی” با رنگ‌های آبی و سفید و طرح‌های گیاهی، از محبوب‌ترین کالاهای صادراتی ایران در آن زمان بودند. این توانایی در بومی‌سازی تکنیک‌های خارجی و ارتقای آن‌ها، نشانه بارز پویایی هنری در رنسانس ایران است.

صنایع دستی و فلزکاری؛ هنر در خدمت زندگی روزمره

رنسانس هنر ایران تنها محدود به بناهای بزرگ و نقاشی‌های گران‌قیمت نبود؛ بلکه هنر به درون خانه‌ها و زندگی روزمره مردم نیز نفوذ کرده بود. فلزکاری در دوره صفوی، به ویژه کار با مس، برنج و فولاد، به اوج ظرافت رسید. ظروف فلزی با قلم‌زنی‌های بسیار ریز که شامل صحنه‌های شکار، بزم و اشعار شاعران بزرگ بود، در این دوره بسیار رواج داشت.

فولادگری ایران در این عصر، به ویژه در ساخت شمشیرهای دمشقی و زره‌های تشریفاتی، در جهان بی‌رقیب بود. هنرمندان با استفاده از تکنیک طلاکوبی بر روی فولاد، آثاری خلق می‌کردند که هم کاربرد نظامی داشتند و هم به عنوان یک اثر هنری فاخر شناخته می‌شدند. این توجه به جزئیات در اشیاء کاربردی، نشان‌دهنده این است که در عصر رنسانس ایرانی، مرزی میان هنر و صنعت وجود نداشت.

تاثیر هنر صفوی بر جهان؛ از هند تا اروپا

هنر صفوی

رنسانس هنر ایران مرزهای جغرافیایی را درنوردید. در شرق، امپراتوری گورکانی هند (مغولان هند) به شدت تحت تاثیر هنر صفوی بود. معماران و هنرمندان ایرانی که به هند مهاجرت کردند، بناهایی چون تاج محل را با الهام از معماری صفوی ساختند. زبان فارسی و هنر نگارگری ایران، زبان و هنر رسمی دربار هند شد.

در غرب نیز، بازرگانان اروپایی که به اصفهان می‌آمدند، با خود نمونه‌هایی از فرش، پارچه و سفال ایران را به اروپا بردند. این آثار چنان تاثیری بر سلیقه اروپاییان گذاشت که سبکی به نام “ایران‌گرایی” در هنرهای تزئینی اروپا پدید آمد. نقاشان بزرگی چون رامبراند، در برخی از آثار خود از لباس‌ها و اشیاء ایرانی الهام گرفتند. این نفوذ جهانی، گواهی بر قدرت و غنای رنسانس هنری ایران در عصر صفوی است.

میراثی که همچنان زنده است…

پیشنهاد می‌کنیم در سفر بعدی خود به شهرهای تاریخی ایران، با نگاهی دقیق‌تر به کاشی‌کاری‌ها و جزئیات معماری بنگرید؛ چرا که هر نقش و نگاری در آن بناها، سخنی از شکوه و نوزایی تمدنی دارد که هرگز از نفس نمی‌افتد. آیا شما هم در مواجهه با آثار این دوره، آن حس نوزایی و شکوه را تجربه کرده‌اید؟ نظرات و دیدگاه‌های خود را درباره این عصر طلایی با ما در میان بگذارید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا